57atash
داره خودمونی میشه


وضعیت:  16 مرداد ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 482 میانگین ارسالها در روز: 0.03 امتياز: 596 تشکر کرده: 7 تشکر شده 19 بار در 15 پست
محل سكونت: اصفهان
|
ارسال شده در:
دوشنبه، 1 شهريور ماه ، 1389 16:37:34 موضوع مطلب:
همون قبلی |
|
|
تو دست نوشته ای بودی بر بیستون
که فرهادرا با شیرین ترین کلمات
به خانه اوردی
رگ هایت را پر کرده بودی از آتش
وچشم هایت را به سوی من
ناگهان صاعقه ای اتشکده ی چشم هایت را تسخیر کرد
و دل هایی که تو را داشت
ترک خورد.
ای شبیه معجزات نیامده
کرامت موزونت را شتاب کن
من خواهم مرد می دانم می دانم
پس بایدشعری ناتمام داشته باشم
برای زنده ماندن
و دلی برای عاشق شدن
حتی اگر کسی نباشد
لیلا لا به لای کتاب هاست
ترجیح می دهم مجنون بمیرم تا دیوانه
چون سوالی بزرگ در ذهنم ایستاده ای
و خلوتم را هاشور می زنی
نه ان قدر سیاهی که ببارمت
نه ان قدر سپید
که سجده ات کنم
تو انسانی با بدی های ممکن
خوبی های معمول
ومن
شاعری که بدی ها را دوست دارد
هادی منوری _________________ می خندیم بی ان که شاد باشیم وگریه می کنیم بی ان که بدانیم....
تلاش برای زندگی عادتیست موروثی.....هادی منوری |
|