|
نمايش موضوع قبلي ::
نمايش موضوع بعدي |
| نويسنده |
پيغام |
Golden
داره خودمونی میشه


وضعیت:  13 خرداد ماه ، 1390 تعداد ارسالها: 283 میانگین ارسالها در روز: 0.02 امتياز: 827 تشکر کرده: 24 تشکر شده 24 بار در 21 پست
محل سكونت: همین بغل ها
|
ارسال شده در:
يكشنبه، 5 تير ماه ، 1390 19:59:12 موضوع مطلب:
وقت شناسی |
|
|
در مراسم تودیع پدر پابلو، کشیشی که ۳۰ سال در کلیسای شهر کوچکی خدمت کرده و بازنشسته شده بود، از یکی از سیاستمداران اهل محل برای سخنرانی دعوت شده بود.
در روز موعود، مهمان سیاستمدار تاخیر داشت و بنابر این پدر پابلو، یا همان کشیش بازنشسته تصمیم گرفت کمی برای حاظرین صحبت کند.
او پشت میکروفون قرار گرفت و گفت: ۳۰ سال قبل وارد این شهر شدم.
انگار همین دیروز بود.
راستش را بخواهید، اولین کسی که برای اعتراف وارد کلیسا شد، مرا به وحشت انداخت.
به دزدی هایش، باج گیری، رشوه خواری، هوس رانی، زنا با محارم و هر گناه دیگری که تصور کنید اعتراف کرد.
آن روز فکر کردم که جناب اسقف اعظم مرا به بدترین نقطه زمین فرستاده است ولی با گذشت زمان و آشنایی با بقیه اهل محل دریافتم که در اشتباه بودهام و این شهر مردمی نیک دارد ...
در این لحظه سیاستمدار وارد کلیسا شده و از او خواستند که پشت میکروفون قرار گیرد.
در ابتدا از اینکه تاخیر داشت عذر خواهی کرد و سپس گفت که به یاد دارد که زمانیکه پدر پابلو وارد شهر شد، من اولین کسی بودم که برای اعتراف مراجعه کردم!
نتیجه اخلاقی : وقت شناسی شما شاید موجب فاش نشدن اسرارتان گردد! _________________ هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما |
|
|
بازگشت به بالا |
|
| کاربرانی که برای این ارسال از Golden تشکر کرده اند music20 |
|
 |
nice
یه پای ثابت شده


وضعیت:  3 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 1108 میانگین ارسالها در روز: 0.07 امتياز: 3317 تشکر کرده: 38 تشکر شده 144 بار در 127 پست
|
ارسال شده در:
پنجشنبه، 9 تير ماه ، 1390 04:58:08 موضوع مطلب:
|
|
|
 _________________ بگذار آدم ها تا می توانند سنگ باشند
تو از نژاد چشمه باش... |
|
|
بازگشت به بالا |
|
|
 |
|