nice
یه پای ثابت شده


وضعیت:  3 تير ماه ، 1389 تعداد ارسالها: 1108 میانگین ارسالها در روز: 0.07 امتياز: 3317 تشکر کرده: 38 تشکر شده 144 بار در 127 پست
|
ارسال شده در:
شنبه، 28 آبان ماه ، 1390 21:05:54 موضوع مطلب:
نیمه های شب ...واتسون...شرلوک هولمز...(باقیشو نمیشه گفت !خودت بخون!! |
|
|
شرلوک هولمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن
خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت :
"نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟" واتسون گفت :" میلیون ها ستاره می بینم ".هولمز
گفت: " چه نتیجه ای می گیری؟ ". واتسون گفت : "از لحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ
است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیرم که زهره در برج مشتری
است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیرم که مریخ در محاذات قطب است،
پس باید ساعت حدود سه نیمه شب باشد ". شرلوک هلمز قدری فکر کرد و گفت: " واتسون! تو
احمقی بیش نیستی ! نتیجه ی اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند. _________________ بگذار آدم ها تا می توانند سنگ باشند
تو از نژاد چشمه باش... |
|